السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
89
تفسير الميزان ( فارسي )
مؤلف : اين دو روايت - همانطورى كه مىبينيد - دلالت دارند بر اينكه نزول آيه قبل از هجرت بوده و چون قبل از نزول آيه حراست مىشده و مدتى بعد از آن ، نگهبانان را ترك گفته ، معلوم مىشود كه اين آيه در اواسط مدت اقامتش در مكه نازل شده است ، و نيز دلالت دارند بر اينكه رسول اللَّه ( ص ) مدتى تبليغ مىكرده ، و از جهت اذيت و تكذيب دشمن كار بر آن جناب سخت شده ، به حدى كه بر جان خود ترسيده ، و ناگزير مدتى دست از تبليغ كشيده و دوباره از طرف پروردگار مامور تبليغ شده و خداى تعالى هم او را تهديد كرده ، و هم به نگهدارى و حفاظت خود او را نويد داده ، و از اين رو دوباره به كار سابق خود پرداخته است ، اين مطلبى است كه از آن دو روايت استفاده مىشود . و ليكن جلالت قدر رسول اللَّه ( ص ) بيش از اين است كه ترك تبليغ كند و يا بر جان خود بترسد ، و اين خود شاهد بر ضعف اين روايات است . و در « در المنثور » و فتح القدير نقل شده است كه عبد بن حميد و ترمذى و ابن جرير و ابن منذر و ابن ابى حاتم و ابو الشيخ و حاكم و ابن مردويه و ابو نعيم و بيهقى نقل مىكنند از دلائل از عايشه كه گفت : رسول اللَّه ( ص ) همواره بوسيله اشخاصى حراست مىشد تا آنكه آيه * ( « وَاللَّه يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ » ) * نازل شد ، و لذا سر از قبه بيرون آورده و فرمود : ايها الناس ! در پى كار خود رويد كه خداى تعالى مرا از هر گزندى حفظ فرمود . « 1 » مؤلف : اين روايت - همانطورى كه مىبينيد - ظاهر است در اينكه آيه در مدينه نازل شده است . و در تفسير طبرى از ابن عباس نقل مىكند كه در تفسير آيه « * ( وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَه ) * » گفته است : يعنى اگر كتمان كنى يكى از آياتى را كه به تو نازل شده است ، رسالت خدا را تبليغ نكرده اى . « 2 » مؤلف : اگر مراد از اين كلام يك آيه و يك حكم معينى باشد از احكامى كه به آن جناب نازل شده ، براى روايت وجه صحيحى خواهد بود و گرنه اگر مراد تهديد باشد نسبت به هر آيه و حكمى كه فرض شود ، معناى صحيحى براى روايت نمىتوان يافت ، زيرا سابقا گفتيم كه مضمون آيه با يك چنين فرضى تطبيق ندارد .
--> ( 1 ) در المنثور ج 2 ص 229 و فتح القدير ج 2 ص 57 . ( 2 ) تفسير طبرى ج 6 ص 198 .